خستگی را آغوش تو در میکند! وقتی نیستی. عجالتا چای مینوشیم. چه کنیم؟D:
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 5:54
سه شنبه بابا بزرگم با مامان بزرگم رفتن کربلا..!خواستم پشت سرشون آب بریزم.درِ صندوق عقب باز بود!تمام وسایلشون رو خیسِ خیس کردمشانس آوردم کسی نفهمید:)وگرنه قطعا توسط مامانم رنده میشدمخلاصه راهی شدن دیگه
"عاشق حقیقی خدا وارد میخانه که بشود آنجا برایش نمازخانه است!"
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 5:54
دیشب ملت عشق تموم شد. و عجب کتابی بود!!قشنگ آدم همراه داستان میره تو کوچـه های قونیه:)راحت تر بگم این یک ماهه گذشته آخر هفته ها رفتم قونیه ی قرن ششم،کیف کردم و برگشتم!پونصد و خورده ای صفحه بود! تو هر
به وقت چهارده سالگی!
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 5:54
هشت اسفند نود و هفت.به وقت چهارده سالگی!...یکسال گذشت.بزرگ شدم! یا شاید پیـر شدم:)یکسال تلخ که رگه هایی از شیرینی داشت...هیچکس نمیدونه چی به من گذشـت تا گـذشـت:)ولی من مثل همیشه قوی موندم،لبخند زدم،اد
تولدمان:)
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 5:54
پس از یک هفته بیمـاری سخت و پدر درآر دوباره به زندگی عادی برگشتم:)البته هنوز دوران نقاهت تموم نشدهD: ولـی فک نکنم دیگه فرصت بشه بیام بنویسم.خب خبD: اول یه تشکر از همه ی رفقایی که لطف کردن و تولدم رو ت
نباید میمرد:(
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 5:54
من از بـس این سریال قهوه ی تلخ و پایتخت رو دیدمهی گفتم:چه مغزی داره این نویسنده اشالان که خشایار الوند مرده...مامانم میگه تو چشمش زدیD:تازه دوروزه تو خونه راه میرم میگم نباید میمرد:((
قر جهان:((
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 5:54
فردا آزمون پیشرفت تحصیلی داریم:(از هر مدرسه پونزده درصد میرن مرحله سوم که من بااااااید جزو اونا باشم:/رقابت خیلی خیلی زیادِ...:/تازه از سوالای مسخره اشم نگم براتون...لعنتی هر تستحداقل سه تا گزینه ی در
چند روز گذشته:|
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 22:33
برویم سراغ ملت عشق ببینیم چی میگه:)به کتفم که یکشنبه امتحان علوم دارم و مجبورم برم مدرسه!و به اون یکی کتفم اینکه قراره تو زبان با یکی که داره برای تافل آماده میشه رقابت کنم!با این انرژی که AB بهم داد
هم اکنون:|
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 22:33
هم اکنون بوی کتلت از آشپزخانه بلند شده و من درحال دادنِ آزمون های ورد و پاورپوینتعه عه...پاورپوینت رو قبول شدماااا با 73 درصد!ولی وردُ با 43 درصد رد شدم:/اصلا همون کلاس کامپیوترم که میرفتم. با این ورد
بخونید:)
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 22:33
روزی میرسد که عشق به چابکی گریبان همه را میگیرد. حتی گریبان آنهایی که از آن فراری اند!و حتی گریبان کسانی که از کلمه ی "رمانتیک" مثل نوعی گناه استفاده میکنند:)"ملت عشق" +شدیدا پیشنهاد میکنم این کتاب مع
مرگ برم باد:|
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 22:33
+چقدر میتونه جذاب باشه که من رو یکی از همکلاسیام که از کلاس اول دبستان دوتا میز اونور تر من مینشسته کراش زده باشم:) چقدر خوشگل و باهوش و دوست داشتنیِ این دختر لعنتی!+ عاشق حقیقی خدا وارد میخانه که بشو
تعطیلات رویایی هم گذشت:(
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 22:33
+تو روح هرچی تعطیلاتِ!!حاجی من دوروز بیکار باشم باد میخوره بهم دیگهحس درس خوندنم تا دو سه ماه میره به فنا...!!!الان کی جواب میده من حتی تمرینای ریاضی رو حل نکردم؟:|تازه یکشنبه هم مثل دختر گل همه رفتیم
ملت عشق:)
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 22:33
متعصب ها مدام برای همه نطق میکنند:روز محشـر که برسد.باید از پل صراط عبور کنیم که از مو نازک تر و از تیغ تیز تر استگناهکاران که نمیتوانند از پل بگذرند،به پایین، به چاله های جهنم سقوط میکنندو در آنجا تا
درسته ربطی نداشت ولی اگه من فردا ادبیات نخونم گـآوم:|
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 22:33
امروز سر کلاس دینی یوهو تهِ کلاس همهمه شدD:گفتن بو گاز میاد...پنجره ها رو باز کردن...بازم انگار نه انگار:/لامصب منم که به هر بوی خوش و ناخوشی حساسیت دارم!از چشم و دماغ و گوشام آب میزد بیرون:|داشتیم بح
احساسات این روزهایم:|
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 22:33
+چقدر این حس هایی که یهو میاد سراغم و نمیدونم خوبم؟بدم؟الان خوشحالم؟ناراحتم؟عصبانیم؟!میتونه وحشتناک باشه! مثل امروز. لعنت به این جمعه ها...به قول چاوشی: حال و روزم جمعه ها از خود جمعه غم انگیزتره!!الب
هپی نیو ویندوزD:
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 22:33
من زنده ام و پس از یک روز و چند ساعت پوکیدگی ویندوز و نصب ویندوز پس از شش سال در خدمتتون هستم:/خب حقیقتا هیچ وقت فکر نمیکردم مجبور باشم ویندوز 7نصب کنمD:ولی یه حس خوبی دارم نسب بهش! محیط خیلی بهتر و خ
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی...
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 19:54
+گاهی وختا احساس میکنم خدا به علت کمبود وقت فقط وبلاگمو میخونهD: آخه هر آرزویی اینجا نوشتم...نهایتا یه هفته بعد معجزه طور شده +منو فاطمه دیگه پوکر کامل مثل یه جنازه میریم سر کلاس.و به همون شکل برمیگ
پس از سه روز:|
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 19:54
+چه میکنه این صدای چاوشی با من... بعد از درس خوندن فقط چاوشی حالمو جا میاره:) + هنوز هیچی نشده...بهم پیشنهادِ عکاسی دادن اونم کجا...تولد ستایش! البته که قطعا جای مظفرخـآن خالی خواهد بود:) +مجله خرید
هموطن سلام:))
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 19:54
یک دو ســـــه... مربوط به هموطن حرف مربوط به سلام حرف مممم:)) من برگشتم...! اصن انقد ماجرا داشتم که نمیدونم کدومو تعریف کنم. یکشنبه. المپیاد ورزشی داشدیم بعد چون ما زنگ آخر ورزش داشتیم همه رفدن خودشونُ سرگرم یه کاری کردن منو
قاطیانه:)))
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 19:54
+محرم صفر تموم شد حال میکنید چه آهنگی گذاشتم رو وب؟! +خب باید خدمتتون عرض کنم. من از چشم فسفری جـآن"دبیر هنر" پس از نوزده سال و اندی سی گرفتم:)) میفهمی؟! از بیست نمره ســـی شدم اونم برا چی؟؟ مـــآکـ
خورده فرمایشات:)
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 19:54
+اگه بگم دلم برای AB پارسال تنگ نشده دروغ گفتم! همون AB که مانتو های گل گلی و نارنجی با شلوار جین گوگولی میپوشید:) همیشه میخندید و منطقی بود! هرچی مدیر بهش تیکه مینداخت باز کار خودشو میکرد میگفت فق