در دل کفر آمدهام تا که به ايمان برسم. - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 5:07
ترکیب چاوشی و مولانا حتی از ترکیب محمدصلاح و مانه هم دوست داشتنی ترهD:بقیه ی خواننده ها با چه رویی میخوان از این به بعد از مولانا بخونن؟:)
گرگ دهنآلوده یوسف ندریده:) - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 5:07
تو این دوروز اندازه ی پشم درس نخوندم.الان گفتن فردا هم تعطیلِ.ما اصلا نمیدونیم شنبه ساعت چند باید بریم امتحان و اصلا امتحان هست یا نه. شنبه امتحان ریاضی دارم.توکل به خدا:) هرچی زور دارم میخونم تا ببین
بعد تو دیگه نشد من بخندم... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:57
امروز رو تعطیل بودیم برای آلودگی هوا:)) چسبیدD: با اینکه قول دادم ریاضی بخونم ولی حال و حوصله نداشتم و فقط یه درس از یه فصل رو خوندم.اصلا امسال دست و دلم به خوندن نمیره.دارم به هنرستان فکر میکنم گاها.
میری بی معرفت ولی دوریت خیلی سخته هنوز چنتا یادگاری ازت تو اتاقم هستش:)) - تاریخ: 1398/9/11 ساعت: 22:21
واقعا که نماینده ی کلاس بودن پست حال بهم زنیه=| هی از اینور بدو اونور از اونور بدو اینور!! مخم داره از هم میپاچــه...به معنای واقعی کلمه:) واقعا خسته شدم.همه ی بدبختیا یه طرف...این دنبال چپ دست جان دو
فرار مرغی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:52
این انیمیشن فراری مرغی چی بود لاااااامصب:))چقدر پر محتوا:) چقدر جذاب!هیچکس و هیچی نمیتونه جلو آزادی هیچ موجودی رو بگیره!...خیلی شیک این یه جمله رو نشون داد!فقط اونجایی که مرغ و خروسِ لب که چه عرض کنم:
اتل متل آرزوم:) - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:52
تولد اتل متل آرزوم, بود:)) مدیونید فکر کنید یادم رفته بود.اصلا مگه میشه اول آبان یادم بره؟:)ولی خب حسش نبود بیام پست بزارم..اتل متل آرزو دیگه وبلاگ من نیست! اتل متل آرزو رفیقمه:) حق مادری داره به گردن
معلم هایمان:/ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:52
روز قیامت هرکی بیاد بگه منو ببخش فلان کار رو باهات کردم بهش میگم برو داداچ خوش بگذرهD:ولی اون معلمای ملعونی که میان سر کلاس از رو گام به گام جواب چارتا سوال کتابو میگن و میرن رو هیچوقت نمیبخشم:| ینی ا
سال های دور از وبلاگ:) - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:52
متاسفانه حس هرکاری رو دارم به جز بلاگفا اومدن و نوشتن:)این قطع شدن نت خیلی به نفعم بود!قبل از قطع شدن نت اگه یادتون باشه گفتم که درحال ترکم=| انصافا هم نیم ساعت ظهر،نیم ساعت شب قبل از خواب سرمو با گوش
فاطم! روزهای بدون نوشتنت چگونه گذشت؟:) - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 4:01
چقدر دلم نوشتن میخواد:) نوشتن از هر دری مثل قبلنا...نمیدونم چیشد انقدر از نوشتن روزمرگی هام دور شدم:) ولی میدونم که درست میشه!درسا زیادن و من بی حوصله تر از آنم که شماها میپندارید:)کارنامه ماه مهر رو
و همچنان عنوان ندارم:/ - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 4:01
+جلل الجالب داشتیم تو این سایتای موزیک میگشتم:| یهو کاور آهنگ سینا درخشنده رو دیدم:/ اصلا هیچوقت عکسشو ندیده بودم:| این چرا اینقد شبیه رفیق زهراسبعد همین رفیق زهرا:/ طرفدار شیش آتیشه ی همین یاروئه:|اص
بسمه هرچی کشیدم گِل گرفتم این دلو.. - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 4:01
سلامخوبینچخبر چرا من اینقد کم پست میذارم؟D: چون سرم خیلی شلوخهD:متاسفانه فهمیدم که امسال مسخره بازی نیستالانم نمیدونم چی بگم=| داشتم فوتبال نیگا میکردم:/ حالام میخوام برم فیلم بمب یک عاشقانه رو نیگا ک
وای چه کاری میکنه عشق یه آدم با دل آدم:) - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 4:01
اوهوع:) بنیامین بهادری ام آهنگ داده چه عجب=|اصلا از خوندنش نا امید شده بودم:/ آخرین باری که آهنگ داده بود برای نوروز 96 یا 95 بود فکر کنمکه هنوزم پایه ثابت پلی لیست اسفندمه:))گم و گور شده بود:/ فقط گا
فکرت منو پیرم کرد... - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 4:01
عصر جمعه اس و من دارم آهنگ علیرضا روزگار رو گوش میکنم...باید یکی دستامو ببنده تا نرم سراغ آهنگ جمعه ی چاوشی:)تو ترک چاوشی ام...نمیتونم گوش کنم..برام خوب نیست!همزمان تو ترکِ گوشی ام هستم که این یکی خیل
حس کردم خیلی وقته اینو نذاشتم...یادتون رفته:|| - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 4:01
اما بدون بارون میاد...بارون غما رو میبرههرکی غمو به تو فروخت خودش یه روزی میخره!
ما خیلی مظلومیم=) - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 4:01
امروز معلم ریاضیمون گفت اگه کل کلاس مثل این دوتا بودن چی میشد=) "منو فاطمه رو میگفت" چقد آرومن:))بعد بچه ها دوباره مشغول خوردن گوه ما شدن...دبیرمونم بهشون گفت زر نزنین:/ "نه با این غلظت" تمام معلما رو این دوتا هم نظرن:)ما همیشه ازشون تعریف میکنیم^ــ-هی میام از عن بازیامون براتون میگم:| گفتم یبارم از...
زده به سرم تو رو ببرم شمالو برنگردمD: - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 4:01
انگری بردز 2 چی بودددD: به قول یه بنده خدایی: الله اکبــــــراصلا فکر نمیکردم بتونه پر زور تر از سری اولش بشه!!ولی پُـر از اکت وفلان بود.یه صحنه ی خسته کننده هم نداشت!اگه بعضی جاهاش یذره کسل کننده میش
مسعود شجاعی در اولویت لطفا=| - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 4:01
وقت ندارم.دیگه خودتون بدونید میخوام به کی فحش بدم
خسته نباشم:) - تاریخ: 1398/2/19 ساعت: 12:00
یه وختایی دلم میخواد انقدر دیوونه ی یه خواننده ی خوشتیپ بشم که دیوار اتاقم پر بشه از عکساش!هر دفعه نگاهش کنم دلم ضعف بره و قربونش برم:) هرشب با رویای دیدنش خوابم ببره:)گاهی دوست دارم یه دوست پسر داشته
آنچنان جای تو خالیست صدا میپیچد:) - تاریخ: 1398/2/19 ساعت: 12:00
+از آن بالا بهار را میبینم،برگ های فرسوده را میتکاند،جوانه سر زده،شکوفه شکفته است.زمین سبزِ سبز است.آفتاب رمق ندارد،بلبل نغمه میخواند.پیاده رو های شهر پر شده از دستفروش هایی که کیفت اجناسشان زیاد مهم
تو آمده ای جان به لب من برسانی! - تاریخ: 1398/2/19 ساعت: 12:00
این چند روز در خسته ترین حالت ممکن بودم.کلا از نیمه اردیبهشت به بعد دیگه انرژی قبل رو ندارم برای زندگی کردن!خسته میشم واقعا و بنظرم باید تعطیلات عید تو اردیبهشت بود.از اول اردیبهشت هوا ناجوانمردانه گر

برچسب‌های مرتبط

واقعات يوم عاشوراء | واقعات المفتين pdf | واقعات کربلا | واقعا قلبم گرفت | واقعا که | واقعا چرا | واقعا عاشق خودش باشی | واقعا به انگلیسی | از همين امشب عمليات | از همين امشب عمليات ١٤ فرزندي