مگر جهان با غم، به ناامید شدن، امیدوار شود.
-
تاریخ: 1401/2/28 ساعت: 14:03
شما که میگن خیلی وقته میشناسیدش، نمیدونید فاطمه ی کوچولو و خوشحال سال نود و شش و نود و هفت و هزار و چهارصد کجا جا مونده؟ آخرین باری که دیدمش ساعت شش صبح داشت مسواک میزد و رو به آیینه به چشمای گود افتاده اش و چیزایی که این مدت بهش گذشته بود نگاه میکرد. داشت میمرد ولی برای زندگی کردن دست و پا میزد. هم...
پست خیلی طولانی است. اگر حوصله فلسفی بافی ندارید همین جا خدانگهدار.
-
تاریخ: 1401/2/28 ساعت: 14:03
توی جای تنگ و کوچیک همیشگیمون به لحاف های کهنه که بوی نا میداد تکیه زده بودیم. نور کم رمق زرد اونقدری بود که فقط بتونیم بگیم داریم می بینیم. نمیشد دقیق گفت چی رو؟ شروع کرد به حرف زدن. گفت تو تلخی، منفی نگری، زندگی رو بد می بینی. تو رو من تاثیر گذاشتی، باعث شدی منم تلخ بشم. تمام داشته های ظاهریم رو ب...
جنون بالاتر از اینکه یکی هست، که هرجایی تو میبازی ببازه؟
-
تاریخ: 1401/2/28 ساعت: 14:03
امشب پرسپولیس قهرمان نشد. آخرین باری که یادمه پرسپولیس قهرمان نشد کلاس پنجم دبستان بودم. ده یازده سالم بود. اون روزا فوتبالی نبودم، فقط فوتبال نگاه میکردم و پرسپولیسی بودم. وقتی اشکای بازیکنا تو زمین و تشویق هوادارا رو دیدم بغضم گرفت، ولی روم نشد گریه کنم. صبح رفتم مدرسه و همهجا حرف فوتبال بود و است...
خدانگهدار، تمام لحظه های عاشقانه ی من :)))))))
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 11:32
سلام. بعد از حدود هفت سال خدمت خالصانه :)))))) به بلاگفا و حدود پنج سال نوشتن توی اتل متل آرزو، تصمیم گرفتم که از وبلاگ به تلگرام کوچ کنم.فقط چون احساس می کنم نوشته هام برای مسئولین بلاگفا حکم دستمال کاغذی رو داره! نمیتونم دیگه اینجا ادامه بدم. دارم کم کم نوشته هام رو سیو می کنم که داشته باشمش.با ای...
دل تنگ این صفحه ی سفید
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 11:32
خدا میدونه چقدر دلم برای تق تق تایپ کردن اینجا تنگ شده. من وبلاگ نویس بودم و حتی اگه جای دیگه ای، راحت تر و بی دردسر تر بنویسم بازم وقتی وبلاگ نمی نویسم یه چیزی توی زندگیم نیست. اول آبان تولد اتل متل آرزوی عزیزم بود و معلومه که یادم نرفت. لعنت به مسائل دنیوی که اجازه نمیده آدمیزاد نیم ساعتی بشینه رو...
صدا می پیچه اصلا
-
تاریخ: 1400/5/28 ساعت: 6:11
بلاخره هوا منت گذاشت سر ما و در اواخر آبان، سرد شد☺️یک چهارشنبه ی دل انگیز، توی هوا لندن طور که از شدت ابری بودن هوا نیاز به روشناییه، هودی مورد علاقه ام رو پوشیدم و پتو رو تا خرتناق کشیدم بالا.
تمام.
-
تاریخ: 1399/8/22 ساعت: 7:56
اگر غم لشکر انگيزد که خون عاشقان ريزدمن و ساقي به هم تازيم و بنيادش براندازيمشراب ارغواني را گلاب اندر قدح ريزيمنسيم عطرگردان را شکر در مجمر اندازيم Let's block ads! (Why?)
آرات
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 5:24
کاش یکی به بابای آرات بگه کدوم آدم بزرگی رو تو هر حرفه ای دیدی که اسیر حاشیه و فضای مجازی باشه و همزمان موفق و محبوب هم باشه؟ آرات که دگه فقط شش سالشه... کاش آینده ی این استعداد رو با این ندونم کاریاش خراب نکنه:/ چون واقعا مسی بعدی دنیا میتونه ایرانی باشه...
دنیا_دنیا
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 5:24
وقت ندارم غر بزنم، بهتره سختیا رو دور بزنم:)
گلاب:)
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 5:24
صورتتون رو با گلاب بشورید:) نمیدونم برای پوست و اینا خوبه یا نه=| ولی مطمئنم تا چند ساعت آرامش بهتون تزریق میشه:) اصلا گلاب یکی از جذاب ترین ترین چیزهایی هست که از بچگی عاشقش بودم! گلاب برای من مثل چایی نباته مادربزرگاس:/
مخابراتِ دزد!
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 5:24
اومدم بنویسم مخابرات خیلی دزده! دیدم یکی یه کامنت با همین مضمون گذاشته:) آقای مخابرات نه ساله داره حجم من میخوره=| من این ماه دیگه گوه بخورم از مخابرات شارژ بخرم:/ پ.ن: ولی نمیدونم از چه سرویسی استفاده کنم که خوب باشه و به درد بخوره! ملاک خاصی هم ندارم:/ من کلا مصرف اینترنتم خیلی زیاد نیست و در بند ...
متنفر از عشق!
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 5:24
انقدر چیزای جالب و هیجان انگیز تو این دنیا برای تجربه کردن هست، که اصلا عاشقی کدوم خریه؟ از تمام عشقای آبکی، تمام فیلما و کتابای عاشقانه، از هرچی که مربوط به این عشقای آب دوغ خیاری میشه با تمام وجودم
هک کرده باشن الفاتحه=|
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 5:24
الان رفتم ریزِ مصرف اینترنتم رو دیدم کف و خون قاطی کردم:/ تو یه روز من چطوری فقط با رفتن به تلگرام و دانلود کردن چارتا عکس و نهایتا کلیپ دو دقیقه ای نزدیک دو گیگ مصرف کردم؟:| ینی فقط دعاکنید کسی منو هک نکرده باشه:))))) قبر خودشو کنده:))))))
من یه جوونِ پیرِ پیرم...
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 5:24
اینجا مینویسم تا یادم بمونه توی پونزده سالگی روزی هزار بار آرزوی مرگ می کنم:))))))
ما آدمای شهر حسودیم=)
-
تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 16:48
ما از این شهر غریبه بی تفاوت کوچ کردیم، از رفیقا زخم خوردیم تا یه روزی برنگردیم:).... خونمون رو دوشمونه ما یه آهِ دورگردیم، ما واقعا باهم چه کردیم؟:)
شاید بعضیا ندونن=)
-
تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 16:48
فقط خواستم بگم اگه اون صدگیگ نت رایگان رو بهتون دادن و میخواین فیلم دانلود کنید، برید از آپارات و سایتای داخلی دانلود کنیدD: اینطوری میتونید جای 100 گیگ 400گیگ فیلم داشته باشین:)))
خار سیستم ایمنی اصن=))))
-
تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 16:48
عاشق اوناییم که سرفه های یک ماه اخیرشون رو با آب و تاب تعریف میکنن و بعدش میگن این کرونا بودااااا...سیستم ایمنی من خیلی خفن بود اینطور باشه به همین برکت منم دو هفته قبل از اینکه اصن خبر کرونا پخش بشه،
کرونا مرسی:)
-
تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 16:48
انصافا هیچوقت فکر نمیکردم یه روز دلم برای روزای روتین زندگیم تنگ بشه.. دلم برای تک تک ثانیه های روزای تکراریِ حال بهم زنم تنگ شده! برای اینکه از ساعت شش با قیافه ی داغون از خواب بیدار بشم،موهامو شونه
تعطیلات کرونایی=/
-
تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 16:48
دو هفته و نیم از تعطیلات کرونایی گذشت و رسما هیچ گوهی نخوردیم=/ باز هفته ی اول چارتا فیلم دیدم و دوتا صفحه کتاب خوندم:/ دو هفته اس خودمو معطل درس کردم و نه درس میخونم نه کار دیگه میکنم! بی برنامگی اعص
خسته از کابوسِ رفتن:)...
-
تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 16:48
آهنگ شهر حسودِ زندوکیلی رو از همون روزی که منتشر شد داشتم و خیلی که دلم میگرفت گوش میدادم:)... ولی نمیدونم چرا چندروز پیشا که پلی کردم، یه چیزایی بین تار و پودای صدای زندوکیلی شنیدم که هیچوقت نفهمیده بودم=| کلمه به کلمه ی این آهنگ وصف حالِ این روزای ماست:)... نمیدونم شاعر اون آهنگ کیه ولی دمش گرم:|